امروز

یکشنبه, ۲۸ شهریور , ۱۴۰۰

  ساعت

۲۰:۳۲ بعد از ظهر

سایز متن   /

به گزارش تفکر جوان به نقل از علی نوروزی زاد ، از آنچه در خوزستان در حال رخدادن است بیشتر می توان به عنوان یک فاجعه مدیریتی یاد کرد و یا بهتر است گفته شود با ‍‍‍پدیده ای به نام خکسالی مدیریتی روبرو هستیم .

اتفاقاتی که در خوزستان و سایر استانهای کشور در حال رخدادن است نتیجه چندین سال بی برنامگی تعریف پروژه ها براساس فشارهای سیاسی و عدم توجه به به نظرات کارشناسی و مطالعات انجام شده در این خصوص است.

متاسفانه در کشور دیده می شود که تا یک مشکلی پیش نیاید کسی به آن فکر نمی کند . بحران بی آبی که هم اکنون در خوزستان دیده می شود و تبدیل به یک بحران سیاسی شده نتیجه بی تدبیری مسئولین و مقاماتی است که بایستی قبل از وقوع بحران از بروز آن جلوگیری میکردند.

اولین موضوع چالش زا که نمی توان از آن غافل شد انتقال آب از سرچشمه رودهای استان خوزستان دراستانهای کهکیلویه و بویراحمد  و کوههای زاگرس است که به سمت فلات مرکزی ایران هدایت شد  و استانهای خشک و محروم از منابع آبی را که صنایع مهمی نیز در آنجا تعریف شده می بایست از لحاظ آبی تامین کند. تعریف این پروژه از ابتدا نیز با حاشیه هایی همراه بود. در تعریف یک پروژه همیشه باید این نکته را مد نظر داشت که توسعه بایستی متوازن شکل بگیرد نه اینکه آبادانی یک استان و منطقه باعث ویرانی استان و منطقه ای دیگر شود که علاوه بر تمامی تبعات احتمالی، تاثیر این موضوع بر معیشت مردم باعث بر هم خوردن نظم زیست محیطی و اکوسیستم مربوطه شده و در نهایت بلحاظ اجتماعی نیز باعث شکستن اتحاد بین مردم استانها شده و بروز دشمنی های قومی را در پی دارد و در نهایت منجر به بروز چالش های امنیتی خواهد شد که بیشترین هزینه ممکن را به یک کشور متحمل خواهد کرد.

سوال اینجاست آیا هنگام تعریف این پروژه ها هیچ کسی این موارد را متذکر نمی شود و یا هیچ دید کارشناسی در این رابطه وجود ندارد. بی شک تمام نظرات کارشناسی در این رابطه گفته شده ، بحث شده و نظرات تخصصی توسط کارشناسان ارایه شده است. ولیکن فشارهاو لابی گری های سیاسی آنقدر بالا می گیرد که بعضا بدون توجه به نتایج و بازخوردها ، پروژه و فرآیندی تعریف می شود که تا مدت ها کشور با ابعاد مختلف و نتایج آن دست به گریبان می باشد.

خوزستان با آن همه منابع و استعداد خدادادی بدلیل سوء مدیریت ها اکنون با مشکلات عدیده ای روبروست.

راهکار دولت نیز در مقطع فعلی تزریق و تخصیص اعتبارات کشور(در این شرایط کسری بودجه تورمی) که بعنوان مسکن عمل کرده و مقطعی بوده و فقط مدتی قضیه فروکش کرده و باز هم بعد از مدتی مجدد شاهد همان مشکلات در ابعاد وسیع تر هستیم و این زخم کهنه مجددا با دامنه بیشتر سر باز خواهد کرد . در این راستا نه تنها مشکلات حل نشده بلکه منابع اعتباری خود را از دست داده ایم وضعیت نابسامان تر از گذشته است .

بر هیچ کس پوشیده نیست که خوزستان بواسطه وجود منابع خدادای زیرزمینی و همچنین پتانسیل های موجود به عنوان زرخیزترین استان کشور مطرح بوده و عملا بار تامین منابع درآمدی کشور بر دوش این استان کشور است .

خوزستان بواسطه جاری شدن رودهای پرآبی که از کوه های زاگرس سرچشمه می گیرد یکی از غنی ترین استان ها بلحاظ منابع آبی است که به این واسطه مردم این استان اقدام به کشت محصولات استراتژیکی همچون گندم ، چغندر ، نیشکر، برنج و ذرت می نمایند که اساس آن بر مبنای همین منابع آبی بسته شده ولیکن دولت های فعلی و گذشته بدلایلی که در قسمتهای فوق بدان اشاره شد بدون آینده نگری لازم و تعریف جزییات و داشتن یک برنامه مدون و قابل انعطاف برای سالهای پربارش و کم بارش به فکر سد سازی و یا منحرف کردن مسیر آب به سمت استانهای دیگر بوده اند که در ذیل به تفصیل به شرح اقدامات صورت گرفته خواهم پرداخت.

 ۱ همانگونه که در بالا اشاره شد اولین اقدام هدایت آب از سرچشمه رودها به سمت مرکز ایران بود که این موضوع در جای خود علاوه بر ایجاد مشکلات و برهم خوردن ساختار زیست محیطی جای بحث بسیار دارد.

طبیعتاً هدایت آب به سمت مرکز ایران برای مصارف صنعتی کشاورزی و شرب می باشد که عمده مصرف آن صرف صنایع بزرگ و کشاورزی میشود آن چه که سالها بدان بی توجهی شده عدم استفاده از تکنولوژی های پیشرفته برای جایگزین نمودن و پیداکردن آلترناتیو مناسب و روشهای کاهش مصرف آب در صنایع کشاورزی و صنعت فولاد می باشد که با تکیه بر توان واحدهای دانش بنیان و جوانان نخبه می توان با استفاده از خلاقیت و نوآوری دانشمندان جوان همین مرز و بوم این مسئله را مدیریت کرد.

۲ در این مرحله آب ورودی به استان خوزستان بدلیل هدایت بخشی ازآن به فلات مرکزی ایران بخشی از توان خود را از دست می دهد. شاید بگوییم ناگزیر به این کار بوده ایم و کاری است که شده، رودها در ادامه مسیر خود به استان وارد می شوند و دقیقا همین جاست که رودهایی که بخشی از توان آن گرفته شده باز هم پشت سدهایی که شاید بعضی از آنها با بدسلیقگی ساخته شده، مهار می شوند ، شاید به جرات بتوان گفت که نام استان خوزستان با سد و سدسازی گره خورده ، سدسازی بطور حتم دارای اهدافی می باشد که از جمله آن می توان به ذخیره سازی آب و استفاده از ظرفیت آب اشاره کرد ولی آیا مطالعات ساخت این سدها کامل بوده و یا نگاه های سلیقه ای در آن دخیل نبوده است؟

 

آیا مکان یابی این سدها مناسب بوده ؟؟ آیا بهتر نیست بهره برداری از سدها با هدف تامین آب که جزء اهداف اصلی ساخت سد است، صورت بپذیرد و تولید انرژی الکتریکی فقط در مواقع اضطراری و آزاد سازی حق آبه پایین دست انجام بگیرد؟

بهتر نیست وزارت نیرو جهت تامین برق از پتانسیل طبیعی کشور و ایجاد نیروگاه های تجدید پذیر استفاده کند؟

همین چند سوال مشخص می کند که مطالعات ایجاد بعضی از سدها نه تنها از روش های کارشناسی پیروی نکرده که براساس سلیقه و بی برنامگی بوده است و از هدف خود که ذخیره سازی آب می باشد منحرف شده است و کاربری تولید برق را پیدا کرده است.

هم اکنون در حاشیه رودخانه ها و بعضی از شهرها شاهد ساخت ویلاهایی هستیم که دارای استخر های غیر اصولی و بدون دستگاه تصفیه آب هستند که هر روز آب استخر عوض می کنند ولی در صورتی که  جنوب خوزستان با بحران بی آبی مواجه است.

۳ در خوزستان بواسطه گرمای هوا و وجود منابع آبی کشاورزی رشد جالبی داشته است آنطور که وقتی سری به خوزستان میزنی بعضا این استان رابه واسطه کشاورزی آبادی که دارد بلحاظ شکل ظاهری و طبیعت و زمین های حاصلخیز با شمال کشور اشتباه می گیری.

بخشی از مردم نیز بواسطه همین نعمتهای خدادادی به کشاورزی روی آورده اند، بعضی نیز دامداری، کهحیات این دامها بسته به آب می باشد. که این قشر از مردم اکثرا در جنوب خوزستان واقع شده اند.

گندم، برنج،‌ نیشکر،‌ چغندر،‌ و سایر محصولات آب بر …. از یک طرف سیاست های وزارت جهاد کشاورزی براین اساس است که در منطقه نسبت به توسعه کشاورزی بیش از پیش اقدام نماید. وزارت نیرو به فکر تامین منابع آب و برق می باشد و وزارت صمت نیزبعضا تحت فشارهای سیاسی مشغول به استقرار صنایع سنگین و سبک.

در نهایت این جزیره ای عمل کردن وزارتخانه ها و عدم ارتباط تنگاتنگ منجر به اجرای کارهای غیرکارشناسی و در نهایت ضرر مردم می شود.

علاوه بر هماهنگی بین وزارتخانه ها، نیاز به برنامه های بلند مدت ،‌روش های نوین و برنامه های انعطاف پذیر بیش از پیش احساس می شود.

بعضی اوقات لازم است محصولات کشاورزی نسبت به وضعیت بارش ها و سایر پارامترها تنظیم شود ، صنایع و سایر مصارف نیز به همین گونه.

ولی متاسفانه دریغ از کارهای اصولی و بنیادی.

در اینجا سعی شد بسیار مختصر به شرح حال یکی از استان ها و شرایطی که برای آن حاصل شده به دید کارشناسی پرداخت و متاسفانه همین موارد را می توان به وضعیت سایر استانها و کل کشور بسط داد.

حال وقتی بصورت ویژه و کارشناسی به ریشه بروز این مشکلات نگاه می کنی مشاهده می‌شود تاثیر افراد متخصص و متعهد تا چه میزان می تواند بر حل مشکلات و مدیریت بحران ها موثر باشد.

حلقه مفقوده کشور ما مدیریت توانمند است. حلقه ای که سالیان سال محلی برای بده بستان های سیاسی شده است. انتخاب مدیران متاسفانه تبدیل به بازیچه ای برای سیاسیون شده و بر اثر تصمیمات همین افراد الان در وضعیتی بحرانی بسر میبریم.

آیا وقت آن نرسیده از مدیران جوان توانمند و صاحب ایده و تفکر استفاده کرد.

آیا وقت آن نرسیده که مناصب مدیریتی به صاحبان اصلی آن یعنی افراد رنج کشیده و صاحب فن سپرده شود. مدیرانی که خود از جنس مردم بوده و در میان مردم هستند و دغدغه اصلی شان حل مشکلات مردم می باشد.

بدون شک در وضعیتی بسر میبریم که نیاز به مدیران جوان و مقاوم در برابر فشارهای سیاسی و دیدگاههای غیرکارشناسی بیش از پیش احساس می شود.

بی شک اگر در راستای منویات مقام معظم رهبری خوزستانمیدان برای ورود مدیران جوان باز شود باکری ها، همت ها، کاظمی ها، جهان آرا و متوسلیان هایی دیگر متولد خواهند شد که از کیان ایران اسلامی در شرایط تحریم دفاع کنند.

به امید سرافرازی ایران .     

 

 

 

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد