۸:۵۰:۰۵ - چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸
هوای تازه در نفس های منقطع مادرشهر مسجدسلیمان بزرگ
بالاخره انتظار ها به پایان رسید و از دهم آذر ماه سال جاری شاهد نام نویسی تعداد کثیری ازداوطلبان وکالت مردم از طیف های خطی و فکری مختلف و با کارنامه های متفاوت و اهداف متنوع در سراسر ایران اسلامی ، استان خوزستان و علی الخصوص حوزه انتخابیه مسجدسلیمان بزرگ بودیم .

بالاخره انتظار ها به پایان رسید و از دهم آذر ماه سال جاری شاهد نام نویسی تعداد کثیری ازداوطلبان وکالت مردم از طیف های خطی و فکری مختلف و با کارنامه های متفاوت و اهداف متنوع در سراسر ایران اسلامی ، استان خوزستان و علی الخصوص حوزه انتخابیه مسجدسلیمان بزرگ بودیم .

با یک نگاه گذرا به همه کاندیدای نام نویسی کرده این دوره برای حوزه انتخابیه مسجدسلیمان بزرگ حضور مهندس غلامحسین بابادی یکی از خوشنام ترین مدیران بومی که در دوران طلایی تصدی مدیرعامل شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجدسلیمان بین سالهای ۸۵ تا ۸۸ خدمات عام المنفعه شایان ذکر و بی نظیری در حوزه‌های مختلف خدمات شهری ، امور فرهنگی ، ورزشی تفریحی … و استخدام حدود هزارنفر از جوانان و بیکاران بومی شهرستان های مسجدسلیمان ، اندیکا ، لالی و هفتکل در بدنه شرکت نفت و گاز مسجدسلیمان ، پی ریزی ، تعریف و تصویب تعداد بیش از دویست پروژه زیربنایی و رو بنایی در تمام زمینه های مدنی و شهروندی که بعد از رفتن ایشان بخش اعظمی از این پروژه ها به حال خود رها شدند نویدبخش یک هوای تازه در نفس های منقطع مادرشهر مسجدسلیمان بزرگ شده است.
با یک تحلیل ساده متوجه خواهیم شد مردم شهر اولینها خسته از تکرار های بی حاصل نمایندگان متکی به آرای قومی و طایفه ای این بار به دنبال یک فرزند بختیاری با کارنامه درخشان عملکردی و توان مدیریتی قوی در سطح کلان و همچنین دارای نگاه مدنی و نگرش فراطایفه ای به انتخابات می گردند و تنها کسی که دارای همه این شاخص ها برای کشاندن رای خاکستری و مدنی دلسوزان واقعی شهر ولی ناراضی از وضع موجود کسی نیست جز مهندس غلامحسین بابادی سردار سازندگی مسجدسلیمان بزرگ در سالهای نه چندان دور ؛ نگارنده که از هواداران دو آتیشه عملکرد موفق و نگرش فراطایفه ای ایشان هستم یادم می آید که وقتی سال ۸۸ ایشان در اوج خدمتگزاری از مدیریت برکنار شد در مطلبی به تأسی از شهریار شعر ایران با این شاه بیت:
( نیمی از ویرانه ها با دست او آباد شد*** حیف بانی کز بنای نیمه ویران می رود) وی را بدرقه کردم و اما بعد از گذشت ده سال از آن روزها این بار به تاسی از شیخ اجل سعدی با این شاه بیت :
( گفته بودم چو بیایی غم دل باتو بگویم *** چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی) به استقبال از حضور مقتدرانه و نویدبخش روزهای روشن مادرشهر رنجورم می روم.

**قطره ی کوچکی از دریای بی کران وحدت و سازندگی، محمدحسین مهمدی کرتلایی




این مطلب را به اشتراک بگذارید:




لینک کوتاه :



دسترسی آسان به این پست :

اسکن کنید:  هوای تازه در نفس های منقطع مادرشهر مسجدسلیمان بزرگ


امکانات